لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


شهریار
شهریار. [ ش َ ] (اِخ ) نام پدر یزدگرد سوم ، آخرین و سی وپنجمین پادشاه ساسانیان است . (از حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 253). جمعی از مورخان آورده اند که منجمی با خسرو پرویز گفت که از تو پسری متولد شود که ملک از وی به بیگانگان انتقال یابد، خسرو پرویز تمام اولاد ذکور را در سرائی بازداشته و از آمیزش با زنان منع نمود. در آن ایام شهوت بر شهریاربن خسرو استیلا یافته محرمی نزد شیرین فرستاد که بهر تدبیر شده زنی نزد او فرستد. شیرین یکی از اشراف زادگان را به لباس حجامی بنزد شهریار فرستاد و شهریار با او آمیزش کرد و آن زن از شهریار باردار گردید که از او پسری آمد و نام او را یزدجرد گذاردند. (از حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 253) :
چو نستور و چون شهریار و فرود
چو مردانشه آن تاج چرخ کبود.

فردوسی .


کلمات قبلی
شهریار شهریار شهریار شهریار شهریار شهریار شهریار شهریار شهریار شهریار
شهریار شهری شهری شهری شهره ور شهره نوش شهره قبا شهر هرت شهره بند شهره ٔ آفاق
کلمات بعدی
شهریار شهریار شهریار شهریار شهریار شهریار شهریار شهریار شهریارات شهریاران
شهریارانشاه شهریار اول شهریار اول شهریاردره شهریار دوم شهریار ساسانی شهریار سوم شهریار کازرونی شهریارکوه شهریاری

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها