ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
ساقی غم من بلند آوازه شدست
سر مستی من برون ز اندازه شدست
با موی سپید سرخوشم ؛ کز می تو
پیرانه سرم ؛ بهار دل تازه شدست
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
ضحضاح
نشانه های اختصاری
ضحضاح .
[ ض َ ] (ع ص ، اِ) پایاب . (منتهی الارب ). || آب قلیل که غرق نکند. آبی که قعر وی نزدیک باشد و آب تا شتالنگ . (دهار). آبی اندک که تا کعبین و نیمه ٔ ساق بیاید. (منتخب اللغات ). آب اندک در جوی و جز آن . (مهذب الاسماء). آب اندک یا آبی که تا شتالنگ رسد یا نصف ساق ، یا آبی که در آن غرق نشود. || آب بسیار (به لغت هذیل ). (منتهی الارب ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
ضحاک
ضحاک
ضحاک
ضحاک
ضحاک
ضحاک
ضحاک
ضحاکة
ضحال
ضحایا
ضحضاح
ضحضح
ضحضح
ضحضحة
ضحضحة
ضحک
ضحک
ضحک
ضحک
ضحکة
ضحکة
واژه های همانند
4 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژه
معنی
ذحذاح
ذحذاح . [ ذَ ] (ع ص ) ذُحذح . کوتاه بالای کلان شکم .
زحزاح
زحزاح . [ زَ ] (ع ص ) دور. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). از تزحزح بمعنی تباعد و دوری گزیدن . (از متن اللغة).
زحزاح
زحزاح . [ زَ ] (اِخ ) موضعی است . (از متن اللغة) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
زهزاه
زهزاه . [ زَ ] (ع ص ) مرد متکبر زشت هیئت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || متکبر بدون شایستگی . (از تاج العروس ) (از اقرب الموارد).
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه