صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
ساقی غم من بلند آوازه شدست
سر مستی من برون ز اندازه شدست
با موی سپید سرخوشم ؛ کز می تو
پیرانه سرم ؛ بهار دل تازه شدست
طهطاوی نشانه های اختصاری
طهطاوی . [ طَ وی ی ] (اِخ ) رجوع به رفاعةبن بدوی در الاعلام زرکلی ج 2 ص 452 و معجم المطبوعات ج 2 ستون 1247 شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
11 مورد، زمان جستجو: 0.06 ثانیه
واژهمعنی
طهطاوی طهطاوی . [ طَ وی ی ] (اِخ ) احمدبن عبدالرحیم الطهطاوی . او راست منظومه ٔ کتاب «المقصود» که درعلم صرف است ، و منظومه ٔ مزبور بدین بیت آغاز شد...
طهطاوی طهطاوی . [ طَ وی ی ] (اِخ ) شیخ احمدبن محمد اسماعیل الطهطاوی الحنفی . او راست کتب ذیل :1 - حاشیة الطهطاوی بر کتاب الدر المختار، شرح تنویر ال...
طهطاوی طهطاوی . [ طَ وی ی ] (اِخ ) احمد افندی عبید. او راست : الروض الازهر فی تاریخ بطرس الاکبر و امپراطور مسکو (منظور پطر کبیر امپراطور سابق روسیه اس...
طهطاوی طهطاوی . [ طَ وی ی ] (اِخ ) احمد رافعبن محمدبن عبدالعزیز رافع الحسینی القاسمی الحنفی الطهطاوی . وی بسال 1275 هَ . ق . بشهر طهطا از بخش جرجا (...
طهطاوی طهطاوی . [ طَ وی ی ] (اِخ ) شیخ سعید عبداﷲ. وی یکی از دانشمندان جامع ازهر و مدرس ورزش و جغرافیای آنجاست . او راست : الخلاصة السنیة فی الجغراف...
طهطاوی طهطاوی . [ طَ وی ی ] (اِخ ) عبدالرحیم عنبر. او راست : هدیة الباری الی ترتیب احادیث البخاری ، این کتاب عبارتست از ترتیب «التجرید الصریح لاحا...
طهطاوی طهطاوی . [ طَ وی ی ] (اِخ ) شیخ محمدبن رفاعةبن عنبر الطهطاوی . او راست : جامع البحار و روضة العقول و الانظار. این کتاب در علم عروض و علم قوا...
طهطاوی طهطاوی . [ طَ وی ی ] (اِخ ) رجوع به محمد اسماعیل الانصاری الطهطاوی شود. (معجم المطبوعات ج 2 ستون 1247).
علی طهطاوی علی طهطاوی . [ ع َ ی ِ طَ ] (اِخ ) (علی فهمی ...) ابن رفاعة رافعبن بدوی طهطاوی . رجوع به علی فهمی شود.
طحطاوی طحطاوی . [ طَ ] (اِخ ) الطهاوی . احمدبن محمدبن اسماعیل الطحاوی الحنفی . ولادت وی در شهر طهطا نزدیک اسیوط از توابع مصر بوده ، و بسال 1181 هَ . ق...
1 2
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه