صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 نتایج جستجوی مشابه 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

12 مورد، زمان جستجو: 0.94 ثانیه
واژهمعنی
تذبذب تذبذب . [ ت َ ذَ ذُ ] (ع مص ) جنبیدن . (زوزنی ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تحرک . (اقرب الموارد) (المنجد). جنبیدن چیزی که بهوا آو...
متذبذب متذبذب . [ م ُ ت َ ذَ ذِ ] ۞ (ع ص ) جنبنده . (آنندراج ). نهاده بحرکت . (ناظم الاطباء). و رجوع به تذبذب شود.
ترجح ترجح . [ ت َ رَج ْ ج ُ ] (ع مص ) بگراییدن . (تاج المصادر بیهقی ). گراییدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مایل شدن چیزی بطرفی ، و بو...
دودلی دودلی . [ دُ دِ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی دودل . ارتیاب . شک ورزیدن . دودل بودن . دودله بودن . تردید. تردد. تعلل . شک . ذبذبة. تذبذ...
کائیف کائیف . (اِخ ) ۞ قیافا. روحانی بزرگ یهودی که موجب محکومیت مسیح گردید و حواریون را شکنجه داد. نام کائیف در این مثل فرانسوی آم...
نوسان نوسان . [ ن َ وَ ] (ع مص ) جنبیدن پیرایه و گیسو و جز آن . (از منتهی الارب ). تذبذب و حرکت کردن چیزی متوالیاً. (از اقرب الموارد) (از...
غریفةغریفة. [ غ َ ف َ ] (ع اِ) درختان بسیار درهم پیچیده از هر جنسی . || نعل . یا نعل کهنه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کفش . (ناظم الاطب...
دودل دودل . [ دُ دِ ] (ص مرکب ) دودله . بی ثبات . متردد. مردد. شکاک . مریب . مذبذب . مرتاب . شاک . مقابل یکدل . (یادداشت مؤلف ). کسی را گویند...
ذوقارذوقار. (اِخ ) آبی یا وضعی است میان کوفه و واسط بنوبکربن وائل را. یاقوت در معجم البلدان از سکونی روایت کند که قراقر و حنوقراقر و...
طرمطازطرمطاز. [ ] (اِخ ) (امیر...) پسر بایجوبخشی ، از امرای عصر الجایتو. وی همان شخصی است که الجایتو را به مذهب شیعه متمایل ساخت و سب...
اردشیر دوم اردشیر دوم . [ اَ دَ / دِ رِ دُوْ وُ ] (اِخ ) (هخامنشی ) اسم این پادشاه را چنین نوشته اند: در کتیبه های هخامنشی به پارسی قدیم اَرْت...
ابوعلی بن سیناابوعلی بن سینا. [ اَ ع َ لی ی ِ ن ِ ] (اِخ ) ۞ حسین بن عبداﷲبن حسن بن علی بن سینا ملقب به حجةالحق شرف الملک امام الحکماء. معروف ...

 

 چکامه 
سروده ای از عارف قزوینی
از خون جوانان وطن لاله دمیده
 از ماتم سرو قدشان سرو خمیده
 در سایه گل، بلبل ازین غصه خزیده
 گل نیز چو من در غمشان جامه دریده
 چه کج رفتارى اى چرخ!
چه بدکردارى   اى چرخ!
 سر کین دارى اى چرخ!
 نه دین دارى نه آیین دارى اى چرخ!

 از اشک همه روى زمین زیر و زبر کن
 مشتى گرت از خاک وطن هست به سر کن
 غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن
 اندر جلو تیر عدو سینه سپر کن
 چه کج رفتارى اى چرخ!
 چه بد کردارى اى چرخ!
 سر کین دارى اى چرخ!
 نه دین دارى نه آیین دارى اى چرخ!

 از دست عدو ناله من از سردرد است
 اندیشه هر آن کس کند از مرگ نه مرد است
 جانبازى عشاق نه چون بازى نرد است
 مردى اگرت هست کنون وقت نبرد است
 
چه کج رفتارى اى چرخ!
 چه بدکردارى اى چرخ!
 سر کین دارى اى چرخ!
 نه دین دارى نه آیین دارى اى چرخ!
 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 
 ورود به سایت 
صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه